غار تنهایی
همه مردان گاهی نیاز دارند به غار تنهای پناه ببرند تا بلکه reload بشند ، refresh بشند ، جان تازهای بگیرند .یعنی فکری بکند بدون اینکه کسی بپرسد ، آهی بکشد بدون اینکه کسی بشنود . اشکی بریزد بدون اینکه کسی ببیند .این امکان را برایش فراهم کنید ، نتیجهاش حتما مثبت خواهد بود .گاهی خیلی از مشکلات مردان در ه...
روح مهربان مادر لیلا شاد .
دیشب خونه مادر بودیم . شب خوبی بود . همه جمع بودند و خوش گذشت اما انگار چشمان لیلا دنبال چیزی میگشت . صبح رفتیم سرخاک ، سر مزار مادر بغضش را خالی کرد . شلوغ بود ، همه با دستههای گل بر سر مزار مادرانشان بودند تا روز مادر را گرامی بدارند .نهار رفتیم خونه پدرش ، دسته گلی برای مادر ناتنی گرفتیم و کمی هم...
بیریا بپذيريد.
پیامی که دیروز رسيد .حامی گرامی، فرزند معنوی به نام تارا ...... از فهرست فرزندان تحت حمایت شما حذف گردید.شماره تلفن کارشناس اکرام .....حامی گرامی، فرزند معنوی به نام میثم ..... به فرزندان تحت حمایت شما اضافه گردید. شماره تلفن کارشناس اکرام .....بحمدالله تارا خانم ازدواج کرد . الهی که خوشبخت بشه .پین...
از روزنوشتههایم
مادر را بردم دکتر، دکتر سونوگراف ، آقایی بود بسیار مهربون . با چه حوصله و دقتی مادر را معاینه و سونو کرد و بعدش هم کلی راهنمایی و...مادرم وقت خداحافظی گفت : آقای دکتر مادرانی مثل من فدای دکترایی مثل شما.دکتر گفت : خدا نکنه مادر جان.اما لبخند مهربانش شاید حکایت از آن داشت که خستگی کار امروزش با این ج...
علی آقا روستا نشین
 چرخی در بلاگفا و وب دوستان میزدم ، چشمم افتاد به متن خداحافظی علی آقا روستا نشین .!!!!!!!!چیز عجیبی بود . من هم همین دیروز بعد سحر ، دو تا پست خداحافظی از وبلاگ نوشتم و هر دوتایش را ثبت موقت کردم . گفتم بماند بعد از عید فطر یا شاید فعلا بماند تا ....هنگام نوشتن ، چهره تک تک دوستان وبلاگی از نظرم گذ...
خواهر خوب و مهربانم :
جان خواهر تو چه میدانی تقدیر برایت چه رقم زده.اول قوی ، دوم قوی ، سوم قوی .بروید جلوی آینه ، بگید من خدا نیستم اما خدا دارم . + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 15:40 توسط  |  Adblock test (Why?)
خاطره بازی های امشب ما
جواد یساری میخونه : اگه هفت تا آسمون زیر پای من باشهباغ زیبای بهشت اگه جای من باشهاگه هر چی حوریه همه دور من باشنیا که خوشگلا باهام همه هم سخن باشن به خدا بی تو دلم پر از غمههمه دنیا برام جهنمهبه خدا بی تو دلم پر از غمههمه دنیا برام جهنم اگه راه پید
۹۹/۹/۹
سالها پیش ، دوران دانشجویی ، دوست نازنین و همکلاسی داشتم به نام علی . یه روز که دور هم جمع بودیم و حرف از ازدواج و آینده بود ، گفت : من 77/7/7 ازدواج خواهم کرد . فکر می کرد زمان بعید و دوری را انتخاب کرده و تا اون زمان چه کارهایی را به سرانجام رسا
شبه نیازها و نیازهای اساسی
. دیدگاههای مختلف در مورد نیازهای انسان من تو پایان نامه ام شش مورد آوره ام که تئوری گلاسر را اینجا مختصر توضیح میدم . 1- دیدگاه آبراهام مازلو 2- دیدگاه کارن هورنای 3-دیدگاه هنری موری 4-دیدگاه جولین راتر 5-دیدگاه اریک فروم 6 - نیازهای اساسی براس
سال نو مبارک
اِلهی که سال جدید شروع خوب و خوشی برای تمام اَقوام و هَمه'ی دوستان و عزیزانِمان باشد...... + نوشته شده در شنبه سی ام اسفند ۱۳۹۹ ساعت 16:21 توسط |
۵
مارتین سیلیگمن نظریه ای دارد به نام درماندگی آموخته شده . به نظرم مردم در خصوص کرونا دچار این درماندگی شده اند و فکر میکنند دیگه هیچ کنترلی در خصوص پیشگیری از کرونا ندارند و لذا موضوع را رها کرده اند . بقولی بی خیال شده و به این نتیجه رسیده اند که ه
خدا بهشت را آفرید برا مادر من
همیشه فکر میکنم پدر و مادر های نسل ما و ماقبل ما جایگاهشان همان بهشتی است که خداوند وعده داده است . .معمولا آدم سرخاک که میره یادش میافته خونه اصلیش همینجاست . یه روز از سر خاک بر می گشتیم . مادر
اندک اندک جمع مستان می رسند
چند وقت پیش دوستی واتساپ بهم پیام داد که تلگرامتو چک کن . گفتم خب چک می کنم . ( تلگرام را بخاطر فیلتر شکن هر چند روز یکبار باز میکنم ) . دوباره یکی دیگه پیام داد . دوباره یکی دیگه . عصر دوست دیگری پ
دوره گرد
یاد دارم یک غروب سرد سرد، می گذشت از توی کوچه دوره گرد دوره گردم کهنه قالی می خرم کاسه و ظرف سفالی می خرم دست دوم جنس عالی می خرم گر نداری کوزه خالی می خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی
1399/1/1
دفتر خاطرات روز ها و سالهای گذشته ام بایگانی شد و اگر عمری باقی بود مجدد از روزانه ها و گذشته ها خواهم نوشت تا شاید دفتر دیگری از خاطراتم را پر کنم .پست دوره گرد جزو اولین پست هایم بوده در اردیبهشت 89
۹۹/۱/۵
دو روزه ورزش خانگی را شروع کردم . امروز با بانو ورزش کردیم . حصر خانگی سخت است .کمی حالمون بهتر شد . برادر خانمم میهمانمان هست . مجرده و این روزهای پرخطر همش با دوستانش دورهمی است . پسر خوب و دوست داشتنیه .میهمان را هم نمیشه گفت قرنطینه است لطفا نیا .
گل نرگس باغت آباد .
روي ماه دستمال نمدار مي كشمنوك قاشق آسمونو مي چشمميپاشم ستارهها رو سر راتكه بياي قدم بذاري رو چشامشبا رو جمع ميكنم , تا ميزنمرنگ روغني به فردا ميزنمهمه تلخيها رو دور ميريزمطعم شيريني به دريا مي
زری خانم
خونه پدری ما تو این کوچه است . از سال 1347 این محله ساکن هستیم ( البته ما پسر و دخترها هرکدوم رفتیم سر خونه زندگی خودمون ) .تقریباً همانطور دست نخورده باقی مونده ، با مردمانی باصفا ، مهربان و دوست د