سیاسی نوشت - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:42
عصری کلی نوشتم و ثبت موقت کردم . آنقدر حاشیه رفتم که نمیخوام دوباره بخونمش و ویرایشش کنم . خلاصه اش حرف آقای پدرام سلطانی بود :در تمام اين سالها به اميد تغيير از مسير صندوق رای در انتخابات شركت كرديم.
پشت درو انداختی ننه ؟ - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:42
معین می خوند : پشت درو ننداختی ننه با خوب و بدم ساختی ننهقربون بوی پیرهنت ....حکایت مادر ماست .از قدیم مثل بقیه ، خونه ما هم رسم بود قبل خواب پشت درو می انداختیم .هنوزم مادر این عادت را دارد .شبا که پیشش هستم وقتی میخواد بخوابه میگه : پشت درو انداختی ننه .میگم : آره ننه .صبح زود هم بعد نماز ، نفس زن...
یادی از گذشته - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
شب گذشته رفتم هیئت محل قدیم ، حال و هوایم عوض شد . از قدیمی ها خیلی ها دیگه نیستند ، خدا رحمت کند آقایان جلالی ، مردانی ، سجادی و ... یادش بخیر آقای جلالی با اون هیکل درشت و شکم برآمده اش کنار حاج آق
پسر گلم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
مثل نفس هایم دوستت دارم. همانقدر بی اختیار.همانقدر تا پای جان .
هوس خیالی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
یکی از از هوس های خیالی و یا به قولی ، فانتزی هایم این است که ، بالکن خونه ام مشرف به یک مدرسه ابتدایی باشد .صبحانه ام را روی بالکن با صدای جیغ و داد و هورا و صف صبحگاهی و نهارم را هم با صدای هلهله و جیغ و داد بچه ها هنگام خروج از مدرسه صرف کنم .دنیای زیبای کودکان لبریز از زندگیست و من این دنیا را چ...
پست های ثبت موقت - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
امروز نگاهی به پست های ثبت موقت انداختم . چقدر تعدادشون زیاد بود . آخرینشون را با نام یادی از گذشته ثبت دائم کردم و خیلی ها را هم حذف کردم .
معادله لاینحل - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
خیلی سال پیش ، مخابرات کار می کردم ، یه روز صبح که رسیدم اداره ، دیدم دوست صمیمی ام که تازه ازدواج کرده بود ، منتظرم نشسته است . حال و احوال کردیم و گفتم اول صبح اینجا چکار می کنی ؟گفت : پدرم ، هم از
دوستت دارم تا ابد - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
یه وقت هایی نگاهت میکنم و سیر نمی شوم از این نگاه .بانوی من ،دوستت دارم ، تا ابد .
لیلای من - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
ساعت ۱ بعد از نیمه شب وقتی بانو دستمو گرفته بود و می برد بیمارستان ، گرمای وجودش دردم را تسکین میداد . خدایا ممنونم .
از ثبت موقت هایم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
از ثبت موقت هایم یکیش مربوط به ۳۰ مهر روز تولدم است .چند جمله ای سر کار با موبایل نوشته بودم . این موقع شب کاملش کردم که مشکلی پیش آمد و پرید . انشالله اگر زنده موندم سال بعد تکمیلش می کنم لعنتی بلاگفا
خاطره قصه شب و راه شب - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:03
چند لحظه پیش ، ویس ( voice ) قصه ای از قصه های شب را که قدیما از رادیو گوش می کردیم شنیدم . چقدر دنیامون تغییر کرده . نمی دونم هنوز هم قصه شب با آن آهنگ نوستالژیک زیبای تیتراژش پخش می شود یا نه ؟یکی
روز عشق - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 3:04
روز عشقمهم نيست ولنتاين از كجا آمده و از کی تو ایران رواج پیدا کرده يا ما روز زن یا سپندار مزگان داريم .مهم اینه که این روز را هم بهانه ای قرار ب
عجب سالی شده امسال - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 3:04
یک اتفاق ناگوار دیگر . هواپیمای مسافربری تهران - یاسوج با 66 سرنشین  سقوط کرد !!!!.سال 96 عجب سالیه . پر از اتفاقات بد .واژه تسلیت دیگه خیلی تکرا
از پنجره - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 3:04
نگاهم افتاد به پنجره  ، شب سرودش را می خواند . ساعت از 12 گذشته .چقدر خاطره دارم من با پنجره . از پنجره من عاشق شدم . شاید یه روز تصمیم گرفت