اختتامیه جشنواره فجر
تلویزیون را روشن کردم . اختتامیه جشواره فجر بود .تو لحظاتی که نگاه می کردم دوبار تیغ سانسور سیمای میلی بر روی سخنان هنرمندانی که تشریف بردند برا جایزه کشیده شد . حماقت تا به کجا؟ مگر می شود در دنیای
روز زن
سلام و عرض ادب و احترام خدمت بانوان عزیزی که گذری به این خلوت ما دارند .روز زن را به همه این دوستان عزیز تبریک عرض میکنم و امیدوارم روز و روزگارتون همیشه خوش و تن و جانتان همیشه سالم باشد .
سیاسی نوشت
عصری کلی نوشتم و ثبت موقت کردم . آنقدر حاشیه رفتم که نمیخوام دوباره بخونمش و ویرایشش کنم . خلاصه اش حرف آقای پدرام سلطانی بود :در تمام اين سالها به اميد تغيير از مسير صندوق رای در انتخابات شركت كرديم.
پشت درو انداختی ننه ؟
معین می خوند : پشت درو ننداختی ننه با خوب و بدم ساختی ننهقربون بوی پیرهنت ....حکایت مادر ماست .از قدیم مثل بقیه ، خونه ما هم رسم بود قبل خواب پشت درو می انداختیم .هنوزم مادر این عادت را دارد .شبا که پیشش هستم وقتی میخواد بخوابه میگه : پشت درو انداختی ننه .میگم : آره ننه .صبح زود هم بعد نماز ، نفس زن...
یادی از گذشته
شب گذشته رفتم هیئت محل قدیم ، حال و هوایم عوض شد . از قدیمی ها خیلی ها دیگه نیستند ، خدا رحمت کند آقایان جلالی ، مردانی ، سجادی و ... یادش بخیر آقای جلالی با اون هیکل درشت و شکم برآمده اش کنار حاج آق
پسر گلم
مثل نفس هایم دوستت دارم. همانقدر بی اختیار.همانقدر تا پای جان .
هوس خیالی
یکی از از هوس های خیالی و یا به قولی ، فانتزی هایم این است که ، بالکن خونه ام مشرف به یک مدرسه ابتدایی باشد .صبحانه ام را روی بالکن با صدای جیغ و داد و هورا و صف صبحگاهی و نهارم را هم با صدای هلهله و جیغ و داد بچه ها هنگام خروج از مدرسه صرف کنم .دنیای زیبای کودکان لبریز از زندگیست و من این دنیا را چ...
پست های ثبت موقت
امروز نگاهی به پست های ثبت موقت انداختم . چقدر تعدادشون زیاد بود . آخرینشون را با نام یادی از گذشته ثبت دائم کردم و خیلی ها را هم حذف کردم .
معادله لاینحل
خیلی سال پیش ، مخابرات کار می کردم ، یه روز صبح که رسیدم اداره ، دیدم دوست صمیمی ام که تازه ازدواج کرده بود ، منتظرم نشسته است . حال و احوال کردیم و گفتم اول صبح اینجا چکار می کنی ؟گفت : پدرم ، هم از
لیلای من
ساعت ۱ بعد از نیمه شب وقتی بانو دستمو گرفته بود و می برد بیمارستان ، گرمای وجودش دردم را تسکین میداد . خدایا ممنونم .
از ثبت موقت هایم
از ثبت موقت هایم یکیش مربوط به ۳۰ مهر روز تولدم است .چند جمله ای سر کار با موبایل نوشته بودم . این موقع شب کاملش کردم که مشکلی پیش آمد و پرید . انشالله اگر زنده موندم سال بعد تکمیلش می کنم لعنتی بلاگفا
خاطره قصه شب و راه شب
چند لحظه پیش ، ویس ( voice ) قصه ای از قصه های شب را که قدیما از رادیو گوش می کردیم شنیدم . چقدر دنیامون تغییر کرده . نمی دونم هنوز هم قصه شب با آن آهنگ نوستالژیک زیبای تیتراژش پخش می شود یا نه ؟یکی
روز عشق
روز عشقمهم نيست ولنتاين از كجا آمده و از کی تو ایران رواج پیدا کرده يا ما روز زن یا سپندار مزگان داريم .مهم اینه که این روز را هم بهانه ای قرار ب
عجب سالی شده امسال
یک اتفاق ناگوار دیگر . هواپیمای مسافربری تهران - یاسوج با 66 سرنشین  سقوط کرد !!!!.سال 96 عجب سالیه . پر از اتفاقات بد .واژه تسلیت دیگه خیلی تکرا
از پنجره
نگاهم افتاد به پنجره  ، شب سرودش را می خواند . ساعت از 12 گذشته .چقدر خاطره دارم من با پنجره . از پنجره من عاشق شدم . شاید یه روز تصمیم گرفت