سالها پیش ، دوران دانشجویی ، دوست نازنین و همکلاسی داشتم به نام علی . یه روز که دور هم جمع بودیم و حرف از ازدواج و آینده بود ، گفت : من 77/7/7 ازدواج خواهم کرد .
فکر می کرد زمان بعید و دوری را انتخاب کرده و تا اون زمان چه کارهایی را به سرانجام رسانیده و به چه مدارجی خواهد رسید .
دقیقا 77/7/7 در حالی که دم غروب با دوست دیگری از سینما بیرون می آمدند ، دیدمش . ( علی ساکن تهران شده بود ) .
کلی از دیدن هم خوشحال شدیم و تعریف کردیم . یه دفعه یاد اون حرفش افتادم . گفتم علی 77/7/7 ی که گفتی رسید . زدیم زیر خنده و گفت : جون تو 88/8/8 دیگه حتمی ازدواج می کنم .
دقیقاً 88/8/8 براش پیام دادم : علی 88/8/8 هم رسید ، چیکار می خوای بکنی .
خودشم فکر نمی کرد که من یادم مونده .
نوشت اکّه ، دهنت سرویس احمد ، تا 99/9/9 منتظر باش
و من 99/9/9 دیگه براش پیام ندادم .
ده ها چه زود می گذرند .
برچسب:
نویسنده: آناهیتا عابدی