امروز صبح .
مادر گفت اون دو تا کوزه ترشی یخ میزنه. ببر بزار سوئیت.
راه باز کردم . اما برف هم برفای قدیم . وقتی از خواب پا میشدیم حداقل تا زانو برف بود .
به این مقدار هم شکر

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 10:6 توسط
|
برچسب:
نویسنده: آناهیتا عابدی
تاريخ: شنبه
5 اسفند
1402 ساعت: 4:06