چند وقت پیش دوستی واتساپ بهم پیام داد که تلگرامتو چک کن .
گفتم خب چک می کنم . ( تلگرام را بخاطر فیلتر شکن هر چند روز یکبار باز میکنم ) .
دوباره یکی دیگه پیام داد .
دوباره یکی دیگه .
عصر دوست دیگری پیام داد که مهدی یک گروه تلگرامی زده و دوستان خبر از تو می گیرند .
(مهدی دوست و همکلاسی ام که سالهاست ساکن سوئد است ) .
گفتم خب برم خونه بعد .
شب آمدم خونه تلگرامو باز کردم . اسم گروه را که دیدم یهو صدای خنده ام فضای خونه را پر کرد . غش غش خندیدم . خانمی گفت چیه به چی می خندی ؟ گفتم به این اسمی که برا گروه گذاشته است .
حالا چند روزیه که دوستان و همکلاسی های دبیرستان تو این گروه دور هم جمع شده اند . با گرایش ها و موقعیت های مختلف و از اقصی نقاط جهان .
یکی یکی پیداشون شد . شمال ، تهران ، همدان ، سوئد ، هلند ، کانادا ، آلمان ، امریکا ،
شور و نشاطی بپا شد که نگو .
عکس های قدیمی ، عکس های جدید ، عکس های خانوادگی ، خاطرات شیرین گذشته و حال .
با بیشتر این دوستان از دبیرستان تا دانشگاه با هم بودیم و روزگارانی داشتیم .
حالا تهدید یکیشون ( یه شب که به گروه سر نزده بودم ) :
احمد یا پاشو بیا اینجا (منظورش گروه تلگرامی است ) یا زنگ میزنم خونه به خانمت میگم مجردیاش ۱۲ تا دوست دختر داشت الانم ۱۲ تا صیغه ای داره!!!! 
برچسب:
نویسنده: آناهیتا عابدی