خرید بک لینک

معین می خوند :

پشت درو ننداختی ننه

با خوب و بدم ساختی ننه

قربون بوی پیرهنت ....

حکایت مادر ماست .

از قدیم مثل بقیه ، خونه ما هم رسم بود قبل خواب پشت درو می انداختیم .

هنوزم مادر این عادت را دارد .

شبا که پیشش هستم وقتی میخواد بخوابه میگه : پشت درو انداختی ننه .

میگم : آره ننه .

صبح زود هم بعد نماز ، نفس زنان و لنگان لنگان میره پشت درو باز میکنه و یه نگاهی هم به کوچه می اندازه .

قدیم تر ها همان صبح زود کوچه را هم آب و جارو میکرد .

برچسب: نویسنده: آناهیتا عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 21:42

صفحه بندی